یادداشت های یه آسمونی
وقتی سخن از آزادی به منزلة روش به میان آید، به این معنا است که آزادی، روش و زمینه و شیوهای است که بدان وسیله میتوان به پارهای از اهداف خاص رسید و آزادی به خودی خود و به اصطلاح فی نفسه، اصالت نخواهد داشت، بلکه آزادی به منظور فراهم آمدن شرایط مساعد برای رشد و آگاهی و عقلانیت لازم و ضروری است. به دیگر سخن آزادی به مثابه ابزار و روشی است برای تعالی اخلاقی و عقلانی و توسعة آگاهیها.[27] آزادی روشی است برای دانستن و شناختن و آموختن.
پارهای از مباحث آیتالله مطهری ناظر به روش و زمینه و ابزار بودن آزادی است. از این منظر، آزادی، راه و روشی برای رسیدن به مقصد و مقصودی دیگر است. آزادی، هدف و غایت اساسی و اصلی نیست، بلکه راه و روشی است برای دستیابی به هدفهایی برتر و بالاتر دیگری که همانا رسیدن به کمال و سعادت است. اصطلاحی که مطهری برای آزادی به مثابه روش به کار میگیرد «کمال وسیلهای» در مقابل «کمال هدفی» است:
«آزادی «کمال وسیلهای» است نه «کمال هدفی». هدف انسان این نیست که آزاد باشد، ولی انسان یابد آزاد باشد تا به کمالات خودش برسد. آزادی یعنی اختیار، و انسان در میان موجودات تنها موجودی است که خود باید راه خود را انتخاب کند و حتی به تعبیر دقیقتر خودش باید خودش را انتخاب کند ... . انسان اگر آزاد نبود نمیتوانست که کمالات بشریت را تحصیل کند. [همچنان که] یک موجود مجبور نمیتواند به آنجا برسد. پس آزادی یک کمال وسیلهای است، نه یک کمال هدفی.» ]
در عین حال که آزادی کارویژة ابزاری بودن را ایفا میکند، اما در همان حال میبایست آدمی آزاد باشد تا بتواند از این روش برای رسیدن به هدفی خاص بهرهمند گردد؛ آنچه که مطهری از آن به بایستگی آزادی انسان یاد میکند. به هر حال در این صورت نیز بدون اینکه ابزار بودن آزادی به معنای کاهش نقش آزادی در زندگی تلقی شود، اما میتوان به تقدم آزادی بر اخلاق حکم کرد. اگر انسان بخواهد به فضائل اخلاقی و اخلاقیات نائل شود نیز میبایست از آزادی برخوردار باشد. مطهری ضمن اینکه به نقش روشی آزادی تصریح میکند، اما از سوی دیگر تصور اینکه بدون آزادی بتوان به هدفی دست یافت را ناممکن میشمارد و بر آزاد بودن انسان تأکید و تصرح میکند. و البته این چنین وضعیتی را در شمار ویژگیهای آدمی برمیشمارد.
بنابراین، از منظر مطهری، آزادی، زمینه و معبری برای رسیدن به مقصدی خاص است. در واقع آزادی در این معنا، وسیلهای برای بروز و ظهور استعدادهای پنهان و نهفته و کشفناشدة آدمی است. انسان نیازمند آزادی است و از این رو گرایش به آزادی به گونة فطری در نهاد وی به ودیعت نهاده شده است و آدمی در مسیر زندگی خویش و برای بروز و ظهور استعدادهای عالی و برتر انسانی و اخلاقی از آن بهرهمند میشود.