دی 1387 - یادداشت های یه آسمونی
سفارش تبلیغ
صبا

یادداشت های یه آسمونی

زندگی را طی کن و آنگاه که بر بلندترین قله هایش رسیدی لبخند خود رانثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند( دکتر شریعتی)
نوشته شده در جمعه 87/10/27ساعت 2:21 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


شمع شده ، آب شده ، سوخته

روح ادب را، ادب آموخته

آب فرات از ادب توست مات

موج زند اشک به چشم فرات

تشنه برون آمدى از موج آب

اى جگر آب ، برایت کباب

نوشته شده در پنج شنبه 87/10/26ساعت 5:28 عصر توسط وحید نظرات ( ) | |


ای دل غم این جهان فرسوده مخور

بیهوده نئی، غمان بیهوده مخور

 چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید

 خوش باش غم بوده و نابوده مخور


نوشته شده در پنج شنبه 87/10/26ساعت 2:13 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


 بار خدایا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی و نه کس را بر تو فرمایشی ، سزا ها همه تو ساختی و نوا ها همه تو ساختی ، نه از کس بتو و نه از تو به کس ، همه از تو بتو ، همه توئی و بس ، خلایق فانی و حق یکتا به خود باقی است.


نوشته شده در پنج شنبه 87/10/26ساعت 2:10 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


دنیای اعداد بسیار زیباست و شما می توانید در آن شگفتیهای بسیاری را بیابید. در میان اعداد برخی از آنها اهمیت فوق العاده ای دارند، یکی از این اعداد که سابقه آشنایی بشر با آن به هزاران سال پیش از میلاد میرسد عددی است بنام "نسبت طلایی" یا Golden Ratio.

پاره خطی را در نظر بگیرید و فرض کنید که آنرا بگونه ای تقسیم کنید که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. به شکل توجه کنید. اگر این معادله ساده یعنی a2=a*b+b2 را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا" 1.61803399 یا 1.618 خواهیم رسید.

شاید باور نکنید اما بسیاری از طراحان و معماران بزرگ برای طراحی محصولات خود امروز از این نسبت طلایی استفاده می کنند. چرا که بنظر میرسد ذهن انسان با این نسبت انس دارد و راحت تر آنرا می پذیرد. این نسبت نه تنها توسط معماران و مهندسان برای طراحی استفاده می شود بلکه در طبیعت نیز کاربردهای بسیاری دارد که به تدریج راجع به آن صحبت خواهیم کرد.

اهرام مصر یکی از قدیمی ترین ساخته های بشری است که در آن هندسه و ریاضیات بکار رفته شده است. مجموعه اهرام Giza در مصر که قدمت آنها به بیش از 2500 سال پیش از میلاد می رسد یکی از شاهکارهای بشری است که در آن نسبت طلایی بکار رفته است. به این شکل نگاه کنید که در آن بزرگترین هرم از مجموعه اهرام Giza خیلی ساده کشیده شده است.

مثلث قائم الزاویه ای که با نسبت های این هرم شکل گرفته شده باشد به مثلث قائم مصری یا Egyptian Triangle معروف هست و جالب اینجاست که بدانید نسبت وتر به ضلع هم کف هرم معادل با نسبت طلایی یعنی دقیقا" 1.61804 می باشد. این نسبت با عدد طلایی تنها در رقم پنجم اعشار اختلاف دارد یعنی چیزی حدود یک صد هزارم. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که اگر معادله فیثاغورث را برای این مثلث قائم الزاویه بنویسم به معادله ای مانند phi2=phi+b2 خواهیم رسید که حاصل جواب آن همان عدد معروف طلایی خواهد بود. (معمولا" عدد طلایی را با phi نمایش می دهند)

طول وتر برای هرم واقعی حدود 356 متر و طول ضلع مربع قاعده حدودا" معادل 440 متر می باشد بنابر این نسبت 356 بر 220 (معادل نیم ضلع مربع) برابر با عدد 1.618 خواهد شد.

کپلر (Johannes Kepler 1571-1630) منجم معروف نیز علاقه بسیاری به نسبت طلایی داشت بگونه ای که در یکی از کتابهای خود اینگونه نوشت : "هندسه دارای دو گنج بسیار با اهمیت می باشد که یکی از آنها قضیه فیثاغورث و دومی رابطه تقسیم یک پاره خط با نسبت طلایی می باشد. اولین گنج را می توان به طلا و دومی را به جواهر تشبیه کرد".

تحقیقاتی که کپلر راجع به مثلثی که اضلاع آن به نسبت اضلاع مثلث مصری باشد به حدی بود که امروزه این مثلث به مثلث کپلر نیز معروف می باشد. کپلر پی به روابط بسیار زیبایی میان اجرام آسمانی و این نسبت طلایی پیدا کرد.

"الا بذکرالله تطمئین القلوب"

 


نوشته شده در پنج شنبه 87/10/26ساعت 1:59 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


انسان کامل بودن یعنی دست کشیدن از تمام عادات و احساسات مثبت و منفی و اختیار کردن سرشتی نا شناخته و متفاوت با نفس. این تغییر با شعله کشیدن نور الهی در قلب انسان آغاز میشود تغییری کامل که در ذهن و درسلول های مغز و در ذره ذره بدن صورت میگیرد و انسان را تبدیل می کند به موجودی با جسمی سبکتر و شفافتر . پرده ها کنار می رود و دیدگاه قاطع و معین می شود و همه چیز دیده و شناخته می شود. بر اساس نظریه های عرفانی رایج این امکان برای آدمی وجود دارد که در این بعد کاملا متفاوت از شعور و آگاهی همه چیز باشد. وقتی دانه یا نی شکافته می شود ظاهرا درون آن چیزی نیست اما همین هیچ جوهر درخت است لذا درست به همین ترتیب میلیونها سال قبل از انفجار بزرگ هیچ چیز جوهر همه چیز بوده است. این حالت که هیچ قانون یا تجربه مادی در مورد آن صادق نیست در صوفی گری تقدیر شخصی نامیده میشود که قابل درک توسط هیچ انسانی نیست ولی خود نمیتواند از محضر خدای تعا لی مخفی باشد.

خداوند در تنهایی مطلق زمانی که گنجینه اسرار بود رو به خود کرد و عظمت این جوهر و عشق را پراکند او خواست که این گنجینه کامل شناخته شود و نور خود را خلق کرد این شکل کاملی بود که شعور الهی را منعکس می کرد.  دین اسلام این نور را نور محمد (ص)می نامد ولی مقصود از آن نور تمام پیامبران, قدیسین بودایی,مسیحی,صوفی و نور انسان کامل است این نور الهی که بر اساس قوانین الهی شکل می گیرد حتی قابل تصور هم نیست و جوهر تمام معنویات و شعله همیشه جاوید زندگی است ما قادر به تشخیص این جوهر که شکل کامل و بی نقص خداوند است نیستیم.

این نور مانند دیگر منابع مادی قابل لمس نیست در این نور همچنین حیات روح انسان قرار دارد. خداوند وقتی برای آفرینش چیزی اراده می کند فرمان می دهد: باش و فرمان او فورا اجرا میشود (کن فیکون)این فرمان باش فقط در اختیار خداوند است. روح الهی ان را دریافت نمود, فرود امد و جهان شروع به شکل گیری کرد. و در نخستین ثانیه های این انفجار اتمها شکل گرفتند وبا پیوند اتمها خورشید  ستارگان و جهان تشکیل شدند روح الهی از وجود متعالی به جهان مادی هبوط کرد و قدم به جهان ماده گذاشت اما فقط انسان در شکل و شمایل خداوند افرید شد یعنی خداوند از روح خود فقط در وجود انسان دمید. کوتاه سخن اینکه انسان از یک ساختار روحانی برخوردار است که به این دنیای مادی تعلق ندارد. بر طبق نظر قصوب این روح خود واقعی انسان را تشکیل میدهد و از دنیاهای دیگر یعنی دنیای ارواح و دنیای فرشتگان درجه به درجه به این جهان هبوط کرده است و با پوشیدن لباس جسم در این جهان قالب عینی یافته است.

برای روحی که به این جهان تعلق ندارد خیلی طبیعی است که آرزوی وطن خود را داشته باشد. انسان در دنیای مادی خود را با جسم یکسان میداند و در واقع تمایل به اموال, مقام, شهرت وقدرت دارد و این در جدایی او نهفته است. این درد جدایی یک روز چنان در شخص انباشته می شود و او را در بر میگیرد که او را به مویه وزاری وا میدارد چگونه میتوان زاری نکرد ؟ چرا که جایی که پشت سر گذاشته شده محضر یگانگی وعظمت خداوند است. که نی نماد و نشانه روحی است که از وطن واقعی خود دور افتاده است نی با صدای نافذ, غم انگیز و محزونش به خداوند شکایت میبرد و می خواهد به نیستانی که از آن جدا شده باز گردد.

با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست          بی هیچ زبان ناله و فریاد ز چیست

نی گفت ز شکر لبی بریدند مرا                بی ناله و فریاد نمیتوانم زیست

مراحل طی شده تا ورود به قالب انسان پس از ترک محضر خدا شبیه مراحل طی شده از بریدن نی از نیستان تا تبدیل ان به ساز نی است .

نایی ببرید استاد از نیستان          با هفت سوراخ و ادمش نام نهاد

ای نی تو از این لب امدی فریاد     ان لب را بین که این لبت را دم دارد

خداوند از تک سلولیها تا پیچیده ترین موجودات را از وجود خود آفرید اما از روح خود فقط در وجود انسان دمید. نفس دمیده شده در نی نیز بیان گر همین مطلب است درون نی خالی است و صدا در اثر نفسی که در آن دمیده میشود به وجود میاید در حالی که سر نی باز است انتهای دیگر آن نیز در دهان نوازنده است و اگر انسان شخص کاملی باشد صدایی که از درون نی به گوش میرسد صدای خدا خواهد بود. انسان نیز مانند همین نی است وقتی که شخص انسان کامل میشود با خلاصی از خویشتن خود در واقع از خود خالی میشود. او صدای خدا میشود آیینه خدا میشود و به تعالی میرسد با خدای خود یکی شده و به کمال میرسد.

مراسم سماع بیانگر داستان خلقت روح متعالی مرسوم به نور محمد (ص) است که با فرمان باش (یعنی شروع هبوط آدمی )اغاز می شود و بعد از خروج یک انسان کامل می شود.

 ضرب آهنگ مضاعف دف بیانگر فرمان باش است که خداوند در زمان خلقت جهان صادر کرد و به دنبال آن نوای نی نماد دم قدسی است که با این فرمان بعد از هبوط نور خداوند به جهان به جسمهای بی جان جان بخشید. پس از نوای نی شیخ و درویشان به عنوان جسمهایی که با این دم قدسی جان گرفته اند با دستهایشان زمین را لمس میکنند این عمل نشانه اراده آنها به انسان کامل شدن و تکمیل فرمان باش به عنوان انسانهایی است که قدم در راه کشف حقیقت گذاشته اند.


نوشته شده در پنج شنبه 87/10/26ساعت 1:55 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


دانش را بجویید تا راه یابید . [امام علی علیه السلام]
نوشته شده در یکشنبه 87/10/15ساعت 1:46 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


هر که خود را بزرگوار دید شهوتهایش در دیده وى خوار گردید . [نهج البلاغه]
نوشته شده در یکشنبه 87/10/15ساعت 1:42 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


خدا را فرشته‏اى است که هر روز بانگ بر مى‏دارد : بزایید براى مردن و فراهم کنید براى نابود گشتن و بسازید براى ویران شدن . [نهج البلاغه]
نوشته شده در یکشنبه 87/10/15ساعت 1:42 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


 در بیمارستانی، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعداز ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود.اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعتها با یکدیگر صحبت می کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند.

هر روز بعداز ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید، برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در این مدت یک ساعت، با شنیدن حال و هوای دنیای بیرون، روحی تازه می گرفت.

این پنجره، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفریحی شان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بیرون، زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد. همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می کرد، هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.

روزها و هفته ها سپری شد.

یک روز صبح، پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود، جسم بی جان مرد کنار پنجره را دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود.پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند.

مرد دیگر تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد، اتاق را ترک کرد.

آن مرد به آرامی و با درد بسیار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. بالاخره او توانست این دنیا را با چشمان خودش ببیند.

در کمال تعجب، او با یک دیوار مواجه شد


نوشته شده در یکشنبه 87/10/15ساعت 1:27 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


   1   2   3      >

فال عشق

FreeCod Fall Hafez

کد بارش قلب


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس