اسفند 1387 - یادداشت های یه آسمونی
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

یادداشت های یه آسمونی

 مردی بالای درخت چناری رفت و چون به شاخه آخر رسید بادی تندی وزیدن گرفت. مرد به وقت افتاد و سر به آسمان بلند کرد که ای پروردگار ، اگر من از این درخت صحیح و سالم پایین بیایم تمام گوسفندهایم را خواهم در راهت داد، اتفاقا باد لحظه ای آرام گرفت و آن مرد توانست چند شاخه پایین تر بیاید و بالاخره یک مقدار زیادی به سلامتی خود امیدوار شد گفت خدایا پشم آنها را می دهم.
 

وقتی که باد آرامتر شد از شاخه های دیگری پایین امد گفت: کشک آنها را می دهم، خلاصه وقتی که از درخت به زیر آمد شاد و خندان گفت: کشک چه و پشم چه.

 

این مثال درباره کسانی است که هنگام گرفتاری خدار ا می خوانند و وقتی که از گرفتاری نجات یافتند همه را از یاد می برند.

 

نوشته شده در دوشنبه 87/12/12ساعت 12:41 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


 زیبایی تو می تراود در نفس های من ، اما باز تو فکر می کنی من از این ثانیه ها و لحظه هایی که در وجودت می تازد، بی خبرم و درکی از این دقیقه ها ندارم.ای همه وجودم کاش قصه انتظار در سرنوشتم فقط تو باشی!   
نوشته شده در دوشنبه 87/12/12ساعت 12:37 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


پاسخ : با سلام.خداوند بندگانش را دوست دارد و میخواهد سعادتمند و عاقبت به خیر شوند لذا برای آنان راه بازگشت گذاشته و دری از درهای رحمتش به نام توبه را به سوی آنان گشوده است یکی از دامهای شیطان این است که بنده ی گنهکار را از رحمت خدا ناامید کند لذا یاس از دامهای شیطان و خود گناهی بزرگ است . بله با توبه ی نصوح (حقیقی) و اصلاح و جبران آن و انجام اعمال صالح خداوند گناهان انسان را می بخشد البته اگر گناه حق الناس باشد باید ادا شود و اگر حق الله است باید قضا شود. اگر انسان حقیقتا پشیمان شود و گناهان گذشته را جبران کند مثلا حق الناس را بپردازد و اگر واجبات را ترک کرده،قضایش را انجام دهد مثل کسی می شود که گناه نکرده )التائب من الذنب کمن لا ذنب له ) . آمرزش الهی به حدی است که در این صورت حتی به جای گناهان حسنه در نامه ی اعمال او نوشته میشود«اولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات. فرقان/70 ». هر کس توبه کند و ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد خداوند گناهانش را تبدیل به نیکی میکند و خداوند بخشنده و مهربان است. هیچ کس نباید از رحمت خدا مأیوس باشد . لیکن توبه و ندامت باید حقیقی باشد نه صرف لقلقه ی زبان و توبه ی حقیقی علامت دارد در نهج البلاغه آمده است: «کسى در حضور على(ع) مى‏گفت: «استغفرالله» حضرت فرمود: آیا مى‏دانى «استغفار» چیست؟ استغفار نامى است که بر شش معنا اطلاق مى‏شود ؛ 1- پشیمانى از گذشته، 2- عزم بر ترک و بازگشت از آن براى همیشه، 3- اداى حقوق دیگران، تا خدا را پاک ملاقات کنى و بر (ذمه) تو بدهکارى نباشد (حق الناس، خمس، زکات و...) ؛ 4- هر فریضه که ضایع کرده‏اى، ادا کنى (مثل نماز، روزه و نذر واجب و...) ؛ 5- گوشتى که از حرام) خوردن مال مردم)بر بدن تو رویده، با حزن و اندوه آب کنى تا پوستت به استخوان بچسبد و گوشت تازه میان آنها بروید. ممکن است کسى از راه درآمد، حرام به عیش و نوش و تن‏پرورى بپردازد و یا بر اثر هر لذت حرامى، چاق و فربه گردد. در این صورت حزن و اندوه گناهان گذشته باید به گونه‏اى بر وجود او آتش زند که خواب و قرار را از وى بستاند. البته این حال براى هر توبه کننده‏اى حاصل نمى‏شود و این در واقع مرتبه‏اى از مراتب کمال توبه و استغفار است؛ 6- سختى طاعت را بر بدنت بچشانى ؛ چنان که شیرینى گناه را به آن چشاندى. طاعت حق و طوق بندگى مولا، سختى‏ها و محدویت‏هایى دارد ؛ زیرا یک سلسله اوامر و نواهى هست که بر نفس اماره ناخوشایند است. در مقابل انجام گناه بر وفق مراد نفس اماره همسو با راحتى جسم است. پس همانگونه که نفس بر وفق مراد خود و بدن بر حسب طبعش، در راحتى و آسایش به سر مى‏برد و لذت گناه را مى‏چشید، باید سختى طاعت و مشقت پذیرش قید و بندهاى الهى و دینى را نیز بچشد. وقتى تمام این شرایط تحقق یافت آن گاه بگویى: «استغفرالله»، (نهج البلاغه، کلمه 417) . موفق باشید.
بخشیده میشود.

نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:50 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


عاشقانه هایم
 

برای تو

 

و رنجهایت

 

برای شانه های نحیف من

 

از کدام جاده

 

به سوی تو بیایم

 

با کدام کفش؟


نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:36 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


روشن کردن نوری پیش پای دیگری مثل این است که در نورش خود را پیدا کنی و ببینی که راه زندگی تا خدا پیداست.
نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:35 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


 

می آیم

 

و به کوچه ای می رسم

 

کوچه ای بن بست

 

که همه درها در آن بسته است

 

نام تو را می پرسم

 

ستاره ای پاسخم را می دهد

 

و ناگهان

 

همه درها باز می شود


نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:33 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


شبی دارم چراغانی، شبی تابیدنی امشب
 

دلی نیلوفری دارم،پری بالیدنی امشب

 

شبی دیگر،شبی شب تر،شبی از روز روشن تر

 

شبی پرتاب و تب دارم،تبی تابیدنی امشب

 

نه در خوابم ، نه بیدارم،سراپا چشم دیدارم

 

که می آید به دیدارم،زنی نادیدنی امشب

 

مشام شب پر از بوی خوش محبوبه های شب

 

شبی شبدره شبی شب بو،شبی بوییدنی امشب

 

زنی با رقص آتشباد،از این ویرانه خاک آباد

 

می آید گردبادآسا،به خود پیچیدنی امشب

 

زنی با مویی از شب شب ترو رویی زشبنم تر

 

میان خواب و بیداری،چو رویا دیدنی امشب

 

برایش سفره تنگ دلم را می گشایم باز

 

بساطی گل به گل رنگین،بساطی چیدنی امشب

   

قیصر امین پور


نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:32 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


هر انسان کتابی است که با تولد به چاپ اول می رسد، با مرگ نایاب می شود، روز محشر به چاپ دوم می رسد و بلافاصله نقد می شود
نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:32 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


خوب من ، گام بزن، ماه را هست غنیمت که تو می بینی در ظلمت شب ، چون فردا برسد، در پس تنهایی ، گرهی باید زد بند پوسیده این عمر گران!
نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:29 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


نازنینم! هر دو عالم به نگاه تو چو از کف بدهم، شاد باشم که در اقلیم تو آن هیچکسم ، گرم این تحفه نظر ناید و ناچیز افتد، لب به دندان گزم و یک ((دل درویش )) بسم!


نوشته شده در یکشنبه 87/12/11ساعت 1:27 صبح توسط وحید نظرات ( ) | |


   1   2   3      >

فال عشق

FreeCod Fall Hafez

کد بارش قلب


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس